|
جاری است آدمی... |
|
|
1 خاكستري خاكستري ناگاه صورتي ... پشت روزهاي آفتاب سوخته مرداد لابه لاي اين همه رنگ "دري به وسوسه باز مي شود" ... همه چيز آغاز مي شود خيابان ها ساعت ها و كفش ها كه حالا جا باز كرده اند
2 همه چيز به هم مي آيد! گلهاي سيماني شهرداري هاشور گونه هاي بچه هاي ته شهر آدم هاي از كمر به پايين كارگران مورب خواب معراج درست وسط ترانه مادونا! "وارد مي شوي و نمی دانی که خارج شده اي"
3 روزها هي لاغر مي شوند لاغر تر از گاو هاي يوسف ! و من پشت اولين چراغ آدم ها را نقاشي ميكنم از كمر به بالا نيمه گم شده! نيمه خاكستري
4 حق با تو بود شیرین فرهاد لومپن ... هفت سال فقط کلنگ زد مردک! ناگزیر... منت کشی خسرو!
5 آدم هاي دنباله دار معادله هاي چند وجهي ابرهاي صورتي سيگارهاي نخ نما حال استمراری دود
مرحوم استاد عمران صلاحی : " دری به وسوسه باز می شود وارد می شوی و نمی دانی که خارج شده ای"
+
تاريخ ۱۳۸۸/۰۵/۱۹ساعت نويسنده محمود پسندیده
|
|
|